#هم_قفس_پارت_69

_ما که اینجاییم نتونستیم کاری بکنیم،از دست شماهم کاری ساخته نیست.باید به خدا توکل کنیم.حالا تو خودتو نگران نکن،هرچی شد خبرت می کنم.

_آره،حتما خبر بده،منم به پدر میگم شاید اونجا دوستی،آشنایی،چیزی داشته باشه که بتونه کمک کنه.

_باشه،به همه سلام برسون،کاری نداری؟

_نه،تو هم سلام برسون،خداحافظ.

_خداحافظ.الو،افشین،قطع نکن،ماری می خواد باهات حرف بزنه.

_وا،مگه فرسی بلده؟

_کجاشو دیدی؟گوشی.

صدای بچه گونه ای گفت:

_سلام دایی افشین؟

romangram.com | @romangram_com