#هم_قفس_پارت_170


_اگه یه روزی خواستیم ازدواج کنیم می شه بیایم همین جا؟یعنی لب دریا،تو حرفی نداری؟

_یعنی بریم لب آب ازدواج کنیم؟

ستاره خنده کوتاهی کرد و گفت:

_نه دیوونه،منظورم همین جاست،توی همین ویلا.

_هرجوری که تو بخوای،من حرفی ندارم،کی؟

برای رسیدن به ستاره عجله داشتم،دوست داشتم سریع تر بدونم که از چه زمانی منو ستاره تمام و کمال مال هم می شیم و می تونیم لحظه به لحظه مال هم باشیم؟!

_فعلا زوده،من هنوز تورو نمی شناسم.تازه پدرت چی؟اگه مخالفت کنه می خوای چی کار کنی؟

_نه،امکان نداره مخالف باشه،هر کسی تو رو ببینه،همون جلسه اول به من تبریک می گه که دارم چنین عروس بی نظیری رو می برم خونه پدرم.


romangram.com | @romangram_com