#هم_قفس_پارت_106


_چطور تونست این کارو بکنه؟عزیزم همیشه می گفت بخت بعضی ها رو سیاه می بافن،اون قدر سیاه که هر کاری کنی سفید نمی شه.

_باور کن من سفیدش می کنم مهرداد،عشق ستاره تو گوشت و رگ و استخونم رفته.اون قدر این احساس توی این مدت قوی شده که به خاطر ستاره حاظرم هر کاری بکنم.نمی ذارم این جا بمونه،نمی ذارم توی سیاه و غم با این مریضی مسخره دست و پنجه نرم کنه،تمام زندگی و احساس ستاره رو سفید می کنم.با محبت،عشق،هر کی ندونه تو که می دونی چه احساسی بهش دارم.

_می دونم که می تونی افشین،شاید ستاره اولین دختری باشه که یک نفر با محبت زندگیش رو تغییر می ده.تا حالا هیچ کس رو ندیدم که مثل تو باشه،تو غیر از ستاره هیچ کس رو نمی بینی،اون قدر دوستش داری که به خاطرش از لادن هم گذشتی.

لادن یکی از دخترای هم ترم ما بود.دختر شیطون و شلوغی بود،سر و وضعش نشون می داد که از خونواده بالاییه،خیلی از دانشجوها به قول بچه ها تو کف لادن بودن،درسته که لادن خیلی سرو زبون داشت و با همه گرم می گرفت ولی هیچ کدوم از پسرای دانشگاه رو تحویل نمی گرفت.من و لادن دوست های خوبی بودیم،چون منم مثل لادن بچه آرومی نبودم،البته نه به شیطونی لادن بودم نه به آرومی مهرداد.روابط من و لادن به همون دانشگاه ختم می شد.یکی،دو بار بهم پیشنهاد کرد که بریم بیرون و مهمونی و از این جور حرف ها.این تقاضایی بود که لادن نه تنها ازکسی نمی کرد بلکه اگه ازش تقاضا می شد قبول نمی کرد.من چون نمی خواستم روابطم با لادن معنی دیگه ای بده قبول نکردم،تا این که یه روز منو کشید کنار و بهم پیشنهاد دوستی داد.درسته که خیلی ها دوست داشتن با لادن که اولا خیلی خونگرم و خوش تیپ بود و در ثانی یکی از شناخته شده ترین دخترای دانشگاه به حساب می اومد دوست بشن ولی من قلبم فقط برای یه نفر می تابید،ستاره.

زمانی که از به دست آوردن ستاره ناامید شده بودم تصمیم گرفتم پیشنهاد لادن رو قبول کنم.اون جوری راحت تر می تونستم ستاره رو فراموش کنم ولی این نامردی بود.دلم نمی خواست با احساسات لادن بازی کنم.لادن دوست خیلی خوبی بود ولی برای من همسر خوبی نمی شد.خیلی از حرکاتش رو نمی پسندیدم.

مهرداد بیرون ایستاد و من غذای ستاره رو بردم توی اتاق.آقای حکمت نشسته بود کنار تخت و داشت صحبت می کرد،صحنه عجیبی بود چون ستاره خوابیده بود.آهسته گفتم:

_آقای حکمت،ستاره خوابیده.

_می دونم پسرم ولی ازم خواسته براش حرف بزنم،بهش قول دادم حتی اگه خوابید تنهاش نذارم و همون طور براش بگم.


romangram.com | @romangram_com