#هم_خونه_پارت_189
مگه خودتون همین الان نگفتی که عشق یکطرفه بدرد نمیخوره؟
آره. اما وقتی مطمئن باشی کسی توی دلت نیست یا برعکس کسی که توی دلته دوستت نداره... اونوقت
موضوع فرق میکنه. وقتی آدم عاشق کس میشه بطور ناخودآگاه توی دلش فکر میکنه طرؾ مقابل هم درست158
همون احساسات رو نسبت بهش داره و همین فکر و خیال باعث میشه تا آدم برای خودش رویا ببافه و توی رویا
یک عمر زندگی کنه. و وقتی آنروی سکه رو ببینه ضربه ی سختی میخوره. اما وقتی مطمئن بشه که طرؾ عاشقش
نیست باز ناخواسته دلش سرد میشه. شاید طول بکشه. اما سرد میشه و اونوقت اگر یک نفر بیاد که قدر اون
.همه عشق رو بدونه و متقابلا بتونه عاشق باشه آدم همه چیز رو فراموش میکنه
سهیل ساکت بود اما هنوز منظور یلدا را نمیدانست. عاقبت پرسید شما چیز خاصی رو میخواین بگین؟
.یلدا بی مقدمه گفت سپیده...سپیده دوستتون داره
سهیل که یک لحظه گویی خون توی صورتش دوید با تعجب به یلدا نگاه کرد و گفت کدوم سپیده؟
.سپیده نیکزاد
.سهیل ناباورانه به یلدا نگاه کرد
سپیده دختر .یلدا لبخند زد و گفت خیلی هم خواهان داره. خودتون که باید بدونید. نگذارید از دستتون بره
.فوق العاده ایه . مثل شما صادق و مهربونه. و همونطوریه که شما دوست دارید.شیطون
.سهیل هنوز متعجب بود. هیچوقت به سپیده فکر نکرده بود
...سهیل گفت سپیده از شما خواسته که
.یلدا مهلت نداد و گفت نه نه اصلا
پس شما از کجا اینقدر مطمئن هستید؟
من با سپیده دوستم. درسته که زیاد با هم نیستیم . اما من برای فهمیدن این موضوع نیاز به زمان زیادی
نداشتم. مطمئن باشید که عاشق شماست و چیزی هم به کسی نگفته. اینرو هم از قبل بگم که من بخاطر
.دونستن این موضوع نیست که بشما جواب منفی دادم. من واقعا شرایط ازدواج رو فعلا ندارم
.اما من میتونستم تا هر وقت که شرایطش رو پیدا کنی صبر کنم
.ارزشش رو نداره
.برای من داره
.ولی تصمیم من عوض نشدنید
دقایقی بعد چشمهای سهیل رفتن یلدا را نظاره گر بودند و هر قدر که یلدا احساس سبکی میکرد. سهیل
.سنگین شده بود
یلدا در راه بازگشت به خود گفت حالا نوبت خودمه.نباید فرصت رو از دست بدم. شاید بهتر باشه با شهاب
جدیتر صحبت کنم. و باز خیلی زود از این فکر منصرؾ شد. و گفت نه اینطوری ممکنه خیلی بیرحمانه برخورد
.کنه. داؼون میشم. جراتش رو ندارم. خداکنه شهاب خونه باشه. احساس میکنم خیلی وقته که ندیدمش
...چقدر دلم براش تنگ شده
یلدا آنقدر در افکار مختلؾ ؼرق بود که ندانست چه وقت به در خانه رسیده است. صدایی آشنا از پشت
.سر آمد. سلام یلدا خانم
romangram.com | @romangram_com