#گوتن_پارت_200
- خب اگه تو بردی چی؟
انگار از همین الآن خودشو برنده می دید که گفت:
- اگه من بردم ... هم... هر چی گفتم باید گوش کنی. الان بهت نمی گم ولی شاید بعدا بهت گفتم چی می خوام ازت.
انقدر به خودم مطمئن بودم که سر تکون دادم و قبول کردم. ارشان نمی دونست با چه کله خرابی مواجهه. وگرنه انقد خونسرد نمیبود. ولی خودمونیم زرنگه! کاش منم یه همچی شرطی می ذاشتم!
یه فلش دیگه از جیبش در اورد. وصل کرد به پشت تلوزیون پنجاه اینچی و فیلم رو پلی کرد.
صاف نشستم سر جام و با ژست خاصی خیره شدم به تلوزیون. انگار که مدیر یه شرکت باشم که سفارش آگهی تبلیغ برای شرکتشو داده باشه! دقیقا با همون طمانینه نگاه می کردم.
اولای فیلم چیز خاصی نداشت فقط هر از گاهی یه موسیقی پس زمینه ترسناک پخش می شد. تو دلم به آرشان پوزخند زدم، این فیلم رو می گـه ترسناک؟ وای چقدم ترسیدم!
داشتم به قیافه خندون شخصیت دختر توی فیلم نگاه می کردم که برای نیم صدم ثانیه صفحه تلوزیون سیاه شد و یهو یه چیزی رد شد.
انقد یهویی بود که ناخوداگاه دستم رو گذاشتم رو قلبم.
قلبم که الکی برای خودش کلی بازی در میاورد و تاپ تاپ می کرد رو تو دلم سرزنش کردم:
- بابا چیزی نبود که یه لحظه صفحه سیاه شد جلوی ارشان کلی بازی در نیار س نکن دیگه. اصلا ترسناک نبود!
برای اینکه جلوی ارشان خیت نشم الکی بلوزموگرفتم و به حالت باد بزن تکون دادم:
romangram.com | @romangram_com