#گوتن_پارت_178

- تو که منو سکته دادی. گفتم باز یه جای دیگه اتم ناقص کردی دکتر نفهمیده. همش یکی دو هفته اس‌! دکتر بعد یکی دو هفته گچ پات رو باز می کنه، زیاد صدمه ندیده ولی گفت مو برداشته باید یه مدت ثابت بمونه و گرنه ترک بیشتری می خوره برای همین گچ گرفت. تو که یه جا آروم نمی گیری!

نگاه پر غصه امو که دید گفت:

- اصلا بعد یه هفته قول می دم بازش کنن خب؟

فقط خیره نگاش کردم و هیچی نگفتم. از جاش بلند شد؛ یه بـ..وسـ..ـه ی کوتاه نشوند رو گونه ام و سریع جیم شد رفت.

بعد از رفتنش بلافاصله نیروان با یه سینی شمل محتویات کره عسل مربا، یه لیوان شیر، آب پرتقال و مقداری نون وارد شد. قیافه ام گرفته شد؛ حتی اگه صبحونه نمی خوردم باید یه لیوان چایی رو می خوردم که الان نبود!

با کلی غر غر کردن زیر لبی چند لقمه به زور خوردم. با نق زدنام حسابی نیروان رو کلافه کرده بودم طوری که بعد از جمع کردن سینی در حالی که داشت می رفت بیرون با صدای حرصی با لحن خنده داری که فقط اون لحظه برای من خنده دار بود به آرشان گفت:

- وای! فرهان برو زنت رو جمع کن انقد نق زد مخم رو خورد! برو اصلا خودت مراقبش باش. این یه نفر از تموم پرونده های مهم زیر دستم هم سخت تره!

صدای خنده بلند آرشان اومد و یه چیزایی زمزمه وار گفت که نشنیدم چی می گـه. چند لحظه بعد اومد داخل و یهو بی هوا رو تخت کنارم دراز کشید. با چشای قلمبه شده نگاش کردم. یه اهنی اوهونی!

مراعات مریضو بکن لاقل!

یکی تو دلم گفت یه جوری مریض مریض می کنی انگار درد لاعلاج گرفتی!

گفتم:

- آرشان... نمی گی بهم؟ خودت گفتی بقیه اش رو بعدا بهم می گی!


romangram.com | @romangram_com