#گودبای_تهران_پارت_657

گوشیو قطع کردم و زنگ زدم به ترنم ؛ لعنتی هنوزم گوشیش خاموشه...

پامو گذاشتم رو پدال گازو تو اولین دور برگردون دور زدم سمت خونه احسان...



حالا خیالم یکم راحت شده ؛ فقط نمیدونم چرا گوشیش خاموشه!

یعنی واسش اهمیتی نداره که منو نازنین برگشتیم؟؟؟

نه آروم باش سیاوش ؛ اون فقط یادش رفته که ممکنه امشب برسی تهران...

چقدر خوب شد که رفت خونه احسان ؛ تو اون خونه تنهایی ممکن بود مشکلی واسش پیش بیاد.

بعد نیم ساعت رسیدم جلوی خونه احسان ، از ماشین پیاده شدم و رفتم زنگ آیفن رو زدم...

سپیده جواب داد:

- کیه؟

با متانت گفتم:

- سلام سپیده خانم ؛ ترنم اینجاست؟

سپیده سریع گفت:


romangram.com | @romangram_com