#گودبای_تهران_پارت_625

- خان آقا هنوز زندست؟



نفس صدا داری کشیدمو گفتم :

- اره ، امیدوارم خدا ۱۰۰ سال عمر با عزت بهش بده ، خیلی مرده نازنینیه

یه پوزخند زدو از سیگارش کام گرفت .

سریع یه سوال اساسی تو ذهنم جرقه زد

زیرچشمی نگاهش کردم و گفتم :

- میدونید شاید ، دست سرنوشت منو به این روستا کشوند ؛ چون خان آقا چشم براهه وارث اموال علیمراد بود....خیلی خوشحال شد وقتی منو دید ، میگفت یکمم شبیه مادرمم

سیاوش گفت :

- راست میگه ، تو شبیه مادرتی

ادامه دادم :

- اره ؛ ولی میدونی ، خان آقا ( مکث کردم ، سیاوش منتظر نگاهم کرد ، دل به دریا زدم و گفتم ) خان آقا منتظر نوه علیمراد نبود....اون منتظر پسر علیمراد بود

سیاوش شوکه شد !


romangram.com | @romangram_com