#گودبای_تهران_پارت_453

نزدیک بود قطع کنه که یهو تو ذهنم اسم مجید جرقه خورد

مجید داداش حمید بود....یکی دیگه از پسرای هاشم(ناپدریم)

مجید خلاف سنگین بود ، اما نسبت به من بی آزار بود

میشد گفت تو اون خونه مرد تر از همه مجید بود

سریع جواب دادم: الو سلام مجید خودتی؟

مجید فریاد زد: دختره احمق معلوم هست واسه چی گوشیت خاموشه؟؟

خوف کردم

گفتم: چیشده مگه

گفت: کدوم گوری هستی...بیام دنبالت

-واسه چی بیای دنبالم؟ مگه چیشده

ی لحظه صداش مهربون شد با تلخی گفت: ترنم....مادرت

خشکم زد

داد زدم: مامانم چی؟


romangram.com | @romangram_com