#گودبای_تهران_پارت_438

یاده اون لحظه که بهم گفت داره بهم وابسته میشه افتادم

پس چرا رفتی لعنتی؟ چرااااااا

با تموم وجود عربده زدم...

تو راه انقدر عربده زدم که نمیدونم کی رسیدم جلوی خونه کامران

اینکه تصادف نکردم بازم جای شکر داره

سریع با دستام محکم کوبیدم به در



در بلافاصله باز شد

رفتم تو

جلوی کامران وایسادمو گفتم: چیکار کردی؟

کامران : چند نفرو فرستادم فرودگاه

-خوبه....باید قبل اینکه از ایران برن پیداشون کنیم

گوشیم زنگ خورد


romangram.com | @romangram_com