#گودبای_تهران_پارت_404

خلاصه به هربدبختی بود اون ی هفته تموم شد ؛ خداشاهده اندازه ۴ سال گذشت

بعد اون شب دیگه سیاوشو ندیدم

رفتم جلوی اینه ، با لبخند به موهای مشکیم نگاه کردم

چقدر دلم واسه این قیافه خودم تنگ شده بود

شروع کردم به ارایش کردن

اول کل صورتمو سفید کننده همرنگ پوستم زدم

بعد خط چشم مشکی نازک کشیدم ، تا تونستم و هر آنقدر که ریمل یاری کرد مژه هامو فر کردم

رژ لب زرشکی زدم

اوممم خب تری جون از حالت مرده متحرک بودن در اومدی خوبه

ی دسته از موهای مشکیمم ی وری ریختم تو صورتم

موهام خداروشکر لَختهِ لَخت بود و من از اتومو بی نیاز بودم

پولشم نداشتم که بخرمش البته

خخخ خدا خودش میدونست واسه همین لخت افرید


romangram.com | @romangram_com