#گودبای_تهران_پارت_370
شب ساعت ۹ونیم رسیدیم ویلا
تو راه چند پُرس غذامگرفتیم چون کسی دیگه حال اشپزی نداشت
وقتی همه از ماشین پیاده شدیم
دیدیم که سیاوش لب ساحل وایساده و سیگار میکشه
باید باهاش حرف بزنم.... اینجوری نمیشه
پری جون صدا زد: سیاوش جان بیا شام
سریع گفتم: من میرم بهش میگم شما برید داخل ویلا
پری جون: باشه عروس برو
اینو گفتو رفت
امیررضا ی چشمک زدو رفت منم با لبخند نگاش کردم
هستی ام همونجور که سرش تو گوشیش بود اومد رفت
قدم زنون رفتم کنار سیاوش
درست کنار دستش وایسادم
romangram.com | @romangram_com