#گودبای_تهران_پارت_266

بگزریم

نازنین رفت سرویس زد

سپیده جمع کرد

با اینکه حامله بود ولی خوب بازی میکرد

ما زیاد بهش پاس نمیدادیم تا اذیت نشه اونم گاهی فقط سرویسارو جمع میکرد

خلاصه علی رفت زیر توپو پاس داد به کامی

کامیم خداییش عین یوزپلنگ خیز برداشتو محکم ی ابشاره خوشگل زد که خوابید دقیقا وسط زمین نازنین اینا

با تحسین گفتم: ایول بابا ایووول

بروبچه های خودمون واسش دست زدیم

علی با شیطنت گفت: ایول بابا ۲ ست به نفع ماست یکی دیگ بگیریم تمومه کاره این جوجه ها

احسان گفت: عجله نکن علی جون جوجرو اخره پاییز میشمرن

پریدم وسط گفتم: والا احسان جون عرضم به حضورت که پاییز رد شد رفت الان تابستون سال بعدشیم

امیررضا: خخخخخخخخخ


romangram.com | @romangram_com