#گودبای_تهران_پارت_221

+بابا خوب شدییییی واااای محشر شدی حالا بسه دیگه برو اونور

-نازی میزنم فکتو میارم پاییناااا من که هنوز ی کرمم نزدممم

+اولویت با منههه

پسش زدم گفتم: بیشین بابا



خلاصه این اونو هُل بده اون اینو بلاخره با هزار بدبختی تجدید ارایش کردیم

بعدم وسایلامونو جمع کردیمو عین دوتا خانم متشخص که اصلا بهشون نمیخورد دوتا اسکلای دو دقیقه پیش باشن رفتیم پایین

از رو پله ها سالنو ی دید زدیم

همشون تو پذیرایی نشسته بودن

اقایون همه کناره هم نشسته بودن‌....فقط یکیشونو نمیشناختم جدید اومده بود

هستی و پری و سپیدم با دختره جوون نشسته بودن

فکر کنم همون دخترخاله امیررضا باشه!

خلاصه رفتیمو ی سلام کلی دادیمو با دختره روبوسی کردیم


romangram.com | @romangram_com