#گودبای_تهران_پارت_208
-نه بابا ی کوله بیشتر نیس
نازنین: اوکی زود بیا
رفتم صندوق عقب کامیار کوله پشتیمو برداشتم
همه رفتن موندیم منو کامی!
کامی: ترنم
-هوم؟
+میشه ی دقیقه باهات حرف بزنم؟
برگشتم سمتش گفتم: نه توروخدا بیخیال
+خواهش میکنم
-پووووف باشه بگو فقط سریع
+میخاستم بگم که...
ی مکث طولانی کرد ، انگار سخت بود واسش حرف زدن باهام
این سکوت بیخودش رفت رو مخم!
romangram.com | @romangram_com