#گودبای_تهران_پارت_203

نازنین: زوج خوبین واسه هم دیگه

با لبخند گفتم: اهوم

تو حال خودمون بودیم که یهو کامیار اومد گفت: سلام علیکم دوستان مژده باد شمارا که دعوت شدید به یک مهمانی بزرگ از سوی کامیار به صرف بستنی

سیاوش ی تای ابروشو با لبخند داد بالاو گفت: پسر تو چجوری این چرندیاتو جمله بندی میکنی؟

کامیار: چاکره داش سیاوشم هستیم

سیاوش خندید

کامی ی بستنی داد به سیاوشو گفت: بعده سیگار میچسبه

بعد اومد عقبو بستنی نازنینو داد

بستنی منم دادو گفت: واست از همونا که دوست داشتی گرفتم

سنگینی نگاهه سیاوشو از تو اینه حس کردم

با لبخند محو گفتم: مرسی

نازنین: دستت درد نکنه داداش کامیار

کامی: قابلی نداشت ابجی


romangram.com | @romangram_com