#گودبای_تهران_پارت_188
شماره احسان و داد به سیاوش ، اونام باهم تماس گرفتنو برنامه سفرو ریختن!
چقدر احسان از برخورد سیاوش تعریف می کردو شیفتش شده بود!
من که اصلا باورم نمیشه اون سیاوش سگ اخلاق همونی باشه که احسان ازش تعریف میکنه...
البته از اون مارموذ هیچی بعید نیست.
...
یک هفته عین برق و باد گذشت!
مانتوی قشنگمو پوشیدم و جلوی آینه مشغول برانداز کردن اندامم شدم!
چقدر لاغر شدم.
من نه رژیم میگیرم نه هیچی بلکه از حرص و جوش زیاد کالری میسوزنم!
رو به سپیده گفتم :
- قشنگه مانتو ؟ بهم میاد؟
سپیده نگاهی کردو گفت: اوممم آره یه تیپه اسپرت و خوشگل میشه
سرم و تکون دادم.
romangram.com | @romangram_com