#گودبای_تهران_پارت_186

-هیچی دیگه فدامدات

ترنم: قربانت خدانگهدار

-گووود بای

گوشیو قطع کردم

سیاوش با اخم گفت: احسان دیگه کیه؟

-شوهره دوست ترنم

+خب؟

-توروخدااااااااا اوناررررم ببریم

ی نگاه بهم کرد منم انچنان مظلوم نگاهش کردم که دلم واسه خودم کباب شد

+پوووف ، فقط بهم بگو چند نفرن؟

یهو از دهنم پرید: وااااااااااااااای عاشقتتتتتتتتتتم

ی جور خاصی نگاهم کرد

به خودم اومدم ، جمعو جور نشستم گفتم: اوم ببخشید! خب سپیده و احسان که باهم زنو شوهرن با ی پسره دیگه به اسم کامی که اونم دوست احسانه


romangram.com | @romangram_com