#گودبای_تهران_پارت_182

سرمو به معنی اره تکون دادم

سپیده: اخیییی عزیزززززم



احسان: خب تو ک مطمئن نیستی شاید اصلا اخر هفته نباشه

-احتمال زیاد هست

کامی: لجبازی نکن دیگه فردا اول وقت زنگ بزن امارشو درار

سپیده:راست میگه

-باش

یکم دیگه حرف زدیم بعد خودمون خزیدیم زیر پتو کامیارم بزور فرستادیم خونش......عین کنه هرجا میریم هست

سپیده: امیدوارم اخرهفته جشن نامزدی نازنین نباشه

-بیخیال سپید من با وجود کامی بهم خوش نمیگزره

خندید گفت: توکه باهاش خوب بودی همش باهم دیگه بگو بخند داشتین چیشد یهو؟

-والا اون موقع فکر میکردم درک میکنه که همه کارام ،رفتارام، شوخیام به چشم خواهر برادری بوده


romangram.com | @romangram_com