#گناه_من_رسوایی_نیست_پارت_128
- چی؟
- یادته چقدرازگذشته ام پرسیدی...هرچی که لازمه روتوی یه دفترنوشتم وتوی کشوی کمداتاقم گذاشتم
جلوی داداگاه ازماشین پیاده می شیم...هردوفراموش کرده ایم چادرهمراه بیاریم...دم درمجبورمون کردن ازچادرای خودشون استفاده
کنیم...پریاتارسیدن به سالن اصلی دادگاه مدام غرمیزنه
حق ام داره...اجبارپوشیدن چادرتواین مکان سربسته رودرک نمی کنم...معذبم حس می کنم به قداست چادرتوهین کردم
توی سالن چشممون به شایان می خوره...بادیدن ماازجاش بلندمیشه وبه سمتمون میاد
- میشه بپرسم دلیل این مسخره بازیاچیه؟
- دلیلی ندارم فقط بچه امومی خوام
پوزخندی می زنم بیچاره نمیدونم چی توفکرش وقصدش چیه؟ اماخوب میفهمم که می خوام بازیش بدم...
- عجیبه پسردایی بهدازاین همه سال
سکوت میکنه...چی داره که بگه؟ پشت به مابه سمت منشی دادگاه حرکت میکنه...قامتش ازپشت خمیده اس...ازخودم می پرسم چی باعث این
خمیدگی میشه؟
توی دادگاه نشستیم همون پرونده ی چندسال پیش حالادرمکان دیگه ای
پرونده ای که هیچ وقت توش ذکرنشداون بچه مرده...وشایداگه اون موقع بیشترپیگیری می کردیم .مجبوربه قید این مطلبم میشدیم
صدای قاضی اداگاه باعث میشه به خودمبیام
- خانم احمدی این درخواست شکایت شماس...که سالهاخاموش مونده وحالابامراجعه ی خوانده وبه درخواست ایشون مبنی برتغییرمکان دراین
شعبه ازدادگاه به جریان افتاده...نظری ندارید
- چرامن یه درخواست دارم...ازمایش DNAدوباره انجام شه
موقع بیان کلامم چشماموبه شایان می دوزموبه وضوح رنگ پریدگی چهره شومیبینم ... ازشدت خشم دستاشومشت میکنه وبه شدت
فشارمیده...باصدای بلندوعصبی میگه :
- ولی اقای قاضی من عجله دارم
صدای قاضی باجدیت والبته کمی عصبی به گوشمی رسه
- اقای محترم واسه چی عجله وارید؟
- من بچه امومی خوام...واسه رسیدن به بچه ام عجله دارم
- واسه چی عجله دارید...اگه ادعای این خانم ثابت شه شمامحکوم میشید
- مهم نیست گفتم که عجله دارم
romangram.com | @romangram_com