#غرور_و_عشق_و_غیرت_پارت_238
بعد چند دقیقه که به خودم اومدم عصبی از اتاق خارج شدم ، بازم سرش تو گوشیش
بود ، با عصبانیت داد زدم:
-بهش فکر نکنم؟؟؟؟، هیچی نقشی تو زندگیم نداره؟؟؟ یک زن زنگ میزنه خونم
شوهرمو با لفظ جان خطاب میکنه و با بی ادبی تمام میگه گوشی رو بدم به تو بعد
بهش فکر نکنم ، ها؟؟؟ بهش فکر نکنم که 8ماهه ، از روز بیمارستان لعنتی یک زن
که نمیدونم چه نسبتی با تو داره همش به گوشیت زنگ میزنه ؟؟؟؟ نمیفهمم که هر
شب با اون میری بیرون تا بوق سگ؟؟؟؟
تو هر چی باشی الان شوهر منی حق نداری به من خیانت کنی ؟؟؟ با عصبانیت
خندیدم ، حالتام دست خودم نبود ،اداش و درآوردم:
-ما ازدواجمون از روی علاقه نبوده چون هیچ کششی به هم نداریم... هه تو که هیچ
کششی به من نداری دیگه حق اینو نداری دستت به من بخوره ، من واست یک
عروسکم که سو استفاده ها ت و از من بکنی حالات و با یکی دیگه.
میلرزیدم و به صورت کبود شده از خشم آرتام نگاه میکردم ولی هیچ چیزی
نمیتونست من و از حرفایی که مدت ها تو دلم انباشته شده بود باز داره.
جلو اومد تو چشام نگاه کرد:
-چیه دور برداشتی؟؟؟ فکر کردی که چی ؟؟؟ خانوم این خونه ای؟؟؟ تو تا وقتی که
اون شرط مسخره رو نبردی هیچی نیستی تو این خونه ، هیچی ، فهمیدی . بهت
یکبار گفتم بازم میگم ، تا وقتی که خودم نخوام خودت نخوای من به خودم اجازه
نمیدم پام و از حدو حدودم فراتر بذارم ولی اگه تو انقدر بی جنبه ای که با دوسه تا
بوسه فک کردی عاشق سینه چاکتم بدون سخت در اشتباهی . اون زنم که زنگ زده
خونه ، فعلا به تو مربوط نیست چون فعلا سنمی تو زندگی من نداری . آها اگه تا بوق
سگ اصلا تا صبح هم خونه نیومدم به تو هیچ ... ربطی...نداره . پس سعی نکن تو
کاری که بهت مربوط نیست دخالت کنی . فکرای مسخره خیانت و که زنای خاله
زنک تو گوشت کردن و از مغز پوکت خارج کن . زیادم جوگیر نشو.
از حرص و عصبانیت قلبم تیر میکشید ، حالم خیلی بد شده بود . فشارم پایین
افتاده بود و حالت تهوع شدید داشتم. ولی بازم قدم برداشتم صاف زل زدم تو
صورتش با لحن محکمی که سوزش قلبم و بیشتر میکرد داد زدم:
-ازت متنفرم... بدترین اشتباه من، زندگی با توئه.
romangram.com | @romangram_com