#غرور_و_عشق_و_غیرت_پارت_206

تو چشاش چیه که من و سست میکنه ، تو رفتاراش چیه که من و تحریک میکنه
چرا از اینکه مامانم ازم خواست با دختر سرسخت و جسور روبروم ازدواج کنم مثل
همیشه داغ نکردم مثل همیشه نه نگفتم . من چم شده خداااااا ؟؟؟ حالا بگو کی
دیده ، دستات و میگیره ، با تو میخنده تب کنی واست میمیره ، دست کی شبا لای
موهاته حالا خودم نیستم ولی یادم که باهاته
یکبار فقط یکبار دیگه میخوام دختر روبروم و تو وجودم حل کنم میخوام بدن
ظریفش و تو آغوش بگیرم ، میخوام بوی موهاش و بوی تنش و یکبار فقط یکبار دیگه
حس کنم . یکبار فقط یکبار دیگه گرمی لباش و حس کنم این عشقه ، تو وجودت ،
توی جونت ریشه کرده، دل دوباره بی قراره ، داره دنبال من میگرده ، این
عشقههههههههههههه
نگاه اونم بی طاقت شده بود ، چشاش میلرزید ، چشاش رنگ دیگه ای گرفته بود ،
شاید اونم حال من و داره ، شاید اونم بی قرار شده، شاید اونم نیاز به آغوشی داره که
میخوادش ، خودش و جونش و قلبش و گرمی دستاش ، نگاه بی قرارش و
سرسختیشو . و تموم وجودش و .
گفتی که میخوای بری سر و سامون بگیری خواستی اما نتونستی به این آسونی بری
دستت مال هرکی باشه چشمت دنبال منه

دستم دور کمرش حلقه شد ، نزدیکتر شد ، هردو مسخ شده بودیم، چقدر دلم این
این دختر سرسخت و میخواست .
باز دوباره میزنه قلبت تو سینه سازم و تو سکوتت میشنوی زمزمه آوازمو حس
دلتنگی که میگره تموم جونت و هر جا میری من و میبینی و کم داری منو تو دلت
تنگه ولی انگار تو جنگه با دلم میزنی و میشکنی با خودت لج کردی گلم راه با تو
بودن و سخت کردی که آسون برم چشم خوش رنگت چرا خیسه دوباره خوشگلم
آیناز:
دستش دور کمرم حلقه شد ، دستای منم رو بازوهاش قرار گرفت ، این مرد و که تو
آغوششم میخوام ، سرش و نزدیک گوشم آورد و آروم بو کشید ، چشاش بسته شد ،
و سرش تو موهام قرار گرفت ، اون فقط بو میکشید و من غرق عطر مردانه ایی بودم
که بدجور تحریک کننده بود.
این عشقهههههههههههههههههههههه

romangram.com | @romangram_com