#غرور_و_عشق_و_غیرت_پارت_181

دستام تو دست عشقمه ، دنیا رو من دارم قد خدای آسمون من تو رو دوست دارم با
تو خوشبخت ترین عاشق رو زمینم ازش دور شدم ، تورم و جلو صورتم طوری گرفتم
که فقط چشم و ابروم معلوم بود دقیقا مثل نقاب ، با ناز و چشمای باریک شده
نگاش میکردم و کمرم و با سنم و تکون میدادم.
قسم به تو که تا ابد تویی عزیز ترینم با تو خوشبخت ترین عاشق رو زمینم امشب تو
اوج آسمون ، کنار ماه میشینم

حرکت قفسه سینش و قرمزی صورتش نشون از اوج کلافگیش بود ، به سمتش رفتم
وکف دستام وروی قفسه سینش گذاشتم و همزمان که خودم وتکون میدادم ، گره
کرواتش و شل تر کردم نازنینم به تنت چه قشنگه این لباس ، من وتو مال همیم دنیا
مال ما دوتاست
لبام و از هم فاصله دادم تا خوب خوب بسوزونمش و واقعا هم داشت میسوخت ،
این و از دستی که به سمت گردنش خورد ونگاهی که روی لبام میخکوب شد
فهمیدم داغ داغ بود بده دستات و به من ماه نقره کوب من با تو جاودانه میشه
لحظه های خوب من
نازنینم به تنت چه قشنگه این لباس ، من وتو مال همیم دنیا مال ما دوتاست
بده دستات و به من ماه نقره کوب من با تو جاودانه میشه لحظه های خوب من
بعد از تموم شدن آهنگ تعظیم کوچولویی کردم و دامن لباسم و کمی بالا گرفتم همه
دست زدن ، فیلم بردار به سمتمون اومد:
-عالی بود ، عالی ، این فیلم معرکه میشه.
هنوز به صندلی ها نرسیده بودیم که دستم و گرفت و به مامانم گفت میریم پشت
باغ قدم بزنیم . من وبا خودش میکشوند و پشت باغ رفتیم ،انقدر تند میرفتیم که
من با اون کفشای 80سانتی فرصت اعتراض نداشتم. گره کرواتش و انقدر شل کرده
بود که کاملا باز شده بود . ته باغ رفتیم ، کمرم و گرفت و به درخت چسبوند و
خودش وبهم نزدیک کرد ، چشاش باریک شده بود و نفساش عمیق
-میدونستی خانوم خوشگله ، رقصیدن واسه یک مرد چه عواقبی داره؟؟
با تعجب نگاش کردم که سریع سرش وآورد پایین و شیرینی بود که اول به لبام بعد
به وجودم تزریق کرد ، قدرت تکون خوردن نداشتم ، چشای اون بسته بود ولی چشای
من عین وزق باز مونده بود ، نا خداگاه دستام روی بازوهاش قرار گرفت ، دستای اونم

romangram.com | @romangram_com