#قشاع_پارت_86

عمو رسول-این چه حرفیه باباجون؟!معلومه که صحیح و سالم بچه اتو به دنیا میاری و بزرگش می کنی..
با گریه گفتم:
-نه قول بده امیرعباس اگر قرار باشه بچه ام نه پدر داشته باشه نه مادر خیلی تنها و بی کس میشه ..قول بده..
امیرعباس توی چشمام نگاه کرد و گفت:
امیرعباس-قول میدم..گریه نکن هونیاجان...
با گریه گفتم:
-نه قول بده امیرعباس اگر قرار باشه بچه ام نه پدر داشته باشه نه مادر خیلی تنها و بی کس میشه ..قول بده..
امیرعباس توی چشمام نگاه کرد و گفت:
امیرعباس-قول میدم..گریه نکن هونیاجان..
یعنی من بچه امو می بینم؟!توی اون لحظه هیچی برات مهم تر از دیدن بچه ات نیست که ببینی سالم و سرحالِ،چه شکلیِ بچه ای که ماه ها توی شکمت بوده و با تو همراه بوده،تو بزرگش کردی از خونت خورده که شده یه بچه ی کوچولو...تموم دنیا رو مید که یه لحظه ببینیش و خیالت راحت بشه که سختی هات جواب داده...
امیرعباس-خب مرد اونقدر که درد کشید سزارین کنید،نمی خوام طبیعی به دنیا بیاره..

romangram.com | @romangram_com