#قشاع_پارت_240

زد،سرزنشم می کرد،با حرص گفتم:
بده خودم می زنم..! -
با چنان خشم و غضبی توی چشمام نگاه کرد که ساکت شدم..ملیح مامان گفت:
ملیح مامان به پیشونیش هم بزن خیلی سرخ شده! -
بالأخره اون هم توجه کرد،الحق همیشه مهربون بود باهام..مهران نگران گفت:
مهران مطمئنی کرم برای سوختگ ی تاول نزنه یوقت!؟ -
با نگرانی گفتم:
تاول؟!تاول نزنه از ریخت بیفتم؟! -
امیرعباس با این جمله ام شاکی نگام کرد..چرا؟!دلیلشو نفهمیدم ولی عرشیا با خنده گفت:
عرشیا بابا آبجوش که نبوده بخار برنج بود نمی زنه،تاول چیه؟چون خیلی سفیدی و -
پوستت نازک اینقدر سرخ شدی فردا خو ب خوب می شی نترس شوهرم که کردی نمی

romangram.com | @romangram_com