#قشاع_پارت_195

امیرعباس «برات شکلات سفید می خرما»
«داداشم برام می خره»
مهران منو ب*و*سید و گفت:
«این سر جهیزیه ی خودمه،نُنُر منه»
امیرحسام «بسته بابا حالمون بهم خورد»
با لگد زدم به پشت پای امیرحسام و امیرحسام منو بلند کرد زد زیر ب*غ*لش و گفت
امیرحسام «آخه جوجه تو رو چه به در افتادن با بزرگترت؟!»
جیغ می زدم
«مهران..مــهران»
مهران توی یه چشم بهم زدن منو از امیرحسام می گرفت و روی گردنش سوار می کرد و گفت
مهران «دیگه کسی تو رو ازم نمی گیره اون بالا جات خوبه؟»

romangram.com | @romangram_com