#قشاع_پارت_175

مامان-چی شد؟
-چی چیشد؟!
مامان-صیغه اتون که دیشب تموم می شد رو می گم،نکنه باز دیشب کنارش خوابیدی هان؟!حواست اصلا هست؟!
-دوباره صیغه کردیم
مامان-چرا صیغه کردید؟!!!هونیـــا؟!وااای هونیا بابات بفهمه!
-چیکار کنم؟!جیغ داد هوار که یا عقد یا می ذارم می رم؟!دیشب بد موقعیتی بود نمی تونستم اصرار به عقد کنم وگرنه امیرعباسُ از دست می دادم..
مامان-ببین باز با این سرتق بازی هات چیکار می کنی،هونیا تو باید عقد بشی،اگر از امیرعباس هم حامله بشی چی؟!بعد اگر تو رو نخواد!؟
-من خواه ناخواه میراث اونم حالا دائم یا موقت
مامان-هونیا،قضیه طلاق با فوت فرق داره چشمتُ باز کن
-خیله خب مامان کار نداری؟
مامان-حواست به اون بچه باشه،بهاره هوا دزده سرما نخوره خداحافظ

romangram.com | @romangram_com