#گریان_تر_از_گریان_پارت_182


_تجربه به من اموخته بحث کردن با شما هیچ فایده ای نداره جز اینکه یه بحث دیگه رو بوجود بیاره پس تا بحث شدت نگرفته من بااجازتون مرخص بشم.

به دنبال این حرفش لبخندی زد و از تراس خارج شد.

نفس عمیقی کشیدم نمیدونم چرا لبخند پررنگی روی ل*ب*م نقش بسته بود.

چی میشد اگه هومن همیشه همینطور مهربون باشه و یکم از غرورش دوری کنه.

حرفاش چه ارامشی رو به وجودم سرازیر کرد هیچوقت فکرنمیکردم حرفاش اینقدر روم تاثیر مثبت بذاره.

برای اولین بار بدون اینکه دعوایی صورت بگیره باهم صحبت کردیم.

لبخند کمرنگی روی لب نشوندم و از تراس خارج شدم.همه وسط پیست ر*ق*ص مشغول ر*ق*صیدن بودن.


romangram.com | @romangram_com