#گندم_پارت_410

سالم-بدنیس!هم ازاموزش وپرورش حقوق می گیرم وهم یه مدرسه غیر انتفاعی درس میدم وهم شاگرد خصوصی دارم

کامیار-خب شکر خدا!مسکن چی؟خونه ای اپارتمانی چیزی دارین؟

سالم سرشو انداخت پائین دستاشو قفل کرده بود توهم وفشارشون می داد داشت فکر می کرد که یه جواب درست بده بر گشتم طرف کامیار که دیدم داره بایه خودکار ورقه امتحانی بچه هارو درست می کنه!

سالم-راستش الان درواقع شروع فعالیت منه باید بگم که متاسفانه درحال حاضر خیر!فعلا باپدرومادرم زندگی می کنم!

کامیار-اینم که غلطه!

سالم-باپدرومادرم زندگی می کنم غلطه؟

کامیار-نخیر این جذری که این پسره اینجا گرفته غلطه!

سالم-رشته تحصیلی شمام ریاضی بوده؟!چه جالب!!

کامیار-حواسمو پرت نکن بذار جذرشو درست کنم!

سالم یه خنده ای کرد وهیچی نگفت

کامیار-شما کجا باکاملیا خانم اشنا شدین؟

سالم-واله من وقتی سال اخربودم ایشون سال اول تشریف داشتن بنده ازرفتاروکردار ایشون خیلی خوشم اومد ایشون واقعا سنگین ومتین وباوقار تشریف دارن.این بود که خیلی تمایل داشتم خدمت برسم وعرض ادبی بکنم وجسارتا خواستگاری!

کامیار که یه نگاه به سالم کرد ویه نگاه به ورقه گفت:

-اینم به نظر من باهم جور درنمی اد!


romangram.com | @romangram_com