#گاهی_عشق_از_پشت_خنجر_می_زند__پارت_219
همونطور که آب برای الهام می ریخت گفت:نه مثل تو ترک تحصیل کرده ام!
همه خندیدن که گفتم:نه جدی میگم..
لیوان رو داد دست الهام که خود الهام گفت:پروتز می خونه!
لقمه توی گلوی ارمیا گیر کرد.همه زدن زیر خنده اما من با هول همونجور که لبخند روی لبم بود،یه لیوان آب دادم دستش و اونم گرفت و سر کشید.سینا گفت:آقا سهیل شما آخر این رفیق ما رو به کشتن میدی!
ارمیا که حالا بهتر شده بود اما هنوز سرخ بود گفت:چرا رفتی پروتز؟
سهیل جدی گفت:واسه لج با تو!
ارمیا نیمچه لبخندی زد و گفت:حالا چرا لج با من؟
سهیل با خنده گفت:تا همکارت بشم دِقِت بدم!
دیگه کسی چیزی نگفت و همه تا پای مرگ خوردن.خدایی فسنجون و ماهی ام خوشمزه شده بود!.دو روزه دنبال ماهی قزل آلای تازه بودم!.دو نوع برنج ساده و شوید درست کرده بودم.گفتم که فقط جای نوشیدنی خالی بود!.همونطور که ماهی می خوردم و سیخ هاش رو درمی اوردم به این فکر کردم که چه جور بحث عروسی پگاه رو وسط بکشم!.آی خدا. همه تشکر کردن به جز ارمیا و آقایون رفتن نشستن..ما خانم ها هم با کمک همدیگه میز رو پاک کردیم.ظرف ها رو توی ظرف شویی گذاشتم.بعد هم همه رو به نشیمن فرستادم و یه دستی به آشپزخونه کشیدم و آب واسه چای گذاشتم. رفتم نشستم پیششون و دوباره حرف و حرف و حرف!.چای هم اوردم و گذاشتم روی عسلی...مجلس کاملا عادی بود تا زمانی که رامتین گفت:کیا با جرات حقیقت موافقن؟ترسوها نیان لطفا..!
سهیل گفت:دست گذاشتی رو نقطه ضعف همه!ترسوی مجلس کجاست؟من خودم بازی می کنم.
در کمال تعجب دیدم ارمیا با هیجان قبول کرد.فکر کردم با غرور میگه من اهل این بچه بازی ها نیستم...من که خودم پایه بودم.همه موافقت کردیم.من رفتم بطری بیارم و ارمیا و سهیل میز عسلی رو کنار گذاشتن و همه وسط نشستن.. بطری آب که نداشتیم.فقط یه بطری بود که جای دهان شویه فلوراید بود.چی کار کنم خو؟همین رو فقط داشتیم. برش داشتم و رفتم تو هال.کنار روناک و الهام نشستم.سهیل از دستم کشیدش و گفت:این به این خوشگلی جای چی بوده؟
لبخند محو ارمیا رو دیدم.گفتم:دهان شویه!
همه قهقهه می زدن...ولی من و ارمیا بی تفاوت نگاهشون می کردیم.هفته ای یکی دوبار ازش می زدیم.یادمه بچه که بودم مجبور بودیم ازش بزنیم و من هم همیشه دور از چشم دبیر دهان شویه رو می انداختم تو سطل زباله!.البته یادمه سهیلای کثافت لوم داد به معاونمون!.سهیل همونطور که خنده اش رو کنترل می کرد گفت:یعنی اگه جای نوشابه بود چی می شد!
romangram.com | @romangram_com