#فردا_بدون_من_پارت_785

شهاب:فقط یه چیز

من:چی؟

شهاب: دوسم داری؟

لبخندی زدم و گفتم:مگه من مرده پرستم؟

شهاب:چه ربطی داشت

من:تو واسه ی من مردی

بی هیچ حرف دیگه ای ازش فاصله

گرفتم که متوجه ی اهورا که باخم داشت نگام میکرد شدم

از اونجایی که میدونستم شهاب داره مارو

نگاه میکنه به ارومی نزدیکش شدم وبا

انگشت شصتم اخمش و باز کردم و دستم و

دور بازوش حلقه کردم و وادارش کردم از

اونجا بریم که متوجه ی لبخندش شدم

سرم و اروم نزدیک گوشش بردم و

گفتم:زیاد ذوق نکن واسه این که

شهاب شک نکنه اینطوری رفتار کردم

اخمی ما بین ابروهای خوش فرمش

نشست و گفت : توهم که همش دنبال

romangram.com | @romangram_com