#فردا_بدون_من_پارت_647
ولی براش مهم بودی و نمیخواست ناراحتت کنہ"
کیارش ناباور زمزمہ کرد
"نہ"
بلندتر ادامہ داد
"نہ!
داری دروغ میگی
دروغ میگہ مگہ نہ آرامم؟
توام مثل من دوستم داشتی
توام مثل من کہ عاشقانہ میپرستمت دوستم داری
اون حرفا اون بوسہ ها واقعی بود آرامم
مگہ نہ آرام؟
بهم بگو این داره دروغ میگہ بگو آرامم!"
توان دیدن کیارش تو این حال و نداشتم اونم وقتی کہ خودم باعث این حالش شدم
سرمو انداختم وپایین و لرزون گفتم:
"دروغ نمیگہ!"
بهت زده گفت:
"چی؟"
جوابی ندادم کہ خشمگین چونمو تو دستش گرفت و سرم و آورد بالا،عصبی غرید
romangram.com | @romangram_com