#فردا_بدون_من_پارت_644


"آرام زن تو نیست حروم زاده"

اهورا عصبی مشتش و تلافی کرد و خواست بازم با مشت بکوبہ تو صورتش کہ از ترس جیغی کشیدم وگفتم:



"بس کنید

بس کنید توروخدا"

رو زمین زانو زدم وبا دستام صورتم و پوشوندم و بلند بلند زدم زیر گریہ

دستی روی موهام نشست و بعد اون صدای گرم کیارش بود کہ بالرزش تو گوشم طنین انداز میشد

کیارش:"عشقم گریہ میکنی؟

نکن عزیزم عذابم نده قربونت برم"

یهو دست کیارش از رو سرم برداشتہ شد و صدای اهورا اومد

" دستت و بکش بی ناموس ،دیگہ بہ زنم دست نمیزنی فهمیدی؟"

کیارش:"خفہ شو بابا"

دستم و از رو صورتم برداشتم وگفتم:

"تمومش کنید ،دعوا نکنید توروخدا"

اهورا کلافہ چنگی بہ موهاش زد و چرخی دور خودش زد

کیارشم بامهربونی اشکام و با انگشتاش پاک کرد وگفت:

"آرام قضیہ چیہ؟


romangram.com | @romangram_com