#فردا_بدون_من_پارت_419



کیارش نزاشت حرفش و کامل کنه وگفت:



"اذیت نکن عشقم و سیا"





سیاوش خندید و دیگه چیزی نگفت





وقتی رسیدیم باغ سریع با آنیتا رفتیم قسمتی که مخصوص تعوض کردن لباس و آماده شدن بود





هنوز همه ی مهمونا نیومده بودن و میشد گفت باغ تقریبا خلوته





بادیدن عمه که با مهمونا خوش وبش میکرد



آروم آروم نزدیکش شدم

romangram.com | @romangram_com