#فردا_بدون_من_پارت_415
باتموم شدن حرفش چشمکی تحویلم دادو رفت
رفتم پیش آنیتا اینا که به ماشین کیارش تکیه داده بودن و به ما نگاه میکردن
سلامی کردم که جوابم و دادن ،
کیارش اومد جلو گوشه ی لبم و بوسید که صدای اووووه گفتن آنیتا و سیاوش اومد
سرمو انداختم پایین
کیارش:"خیلی خوشگل شدی عزیزم"
چیزی نگفتم که سیاوش گفت:
"ببخشید خانوم شما آرام ما رو ندید؟"
چشم غره ای تحویلش دادم ومشتی به بازوش زدم که گفت:
romangram.com | @romangram_com