#فردا_بدون_من_پارت_409



وروبه من ادامه داد



"آرام بیچاره داداشت

چطور باید تا آخر شب خودشو کنترل کنه"



من:"وای آره "



مهدیه:"اون که میتونه



دعاکنید من وقتی بااون کت شلوارمشکیش میبینمش

بتونم خودم و کنترل کنم "





من:"مثل اینکه این قراره کار داداشم و بسازه!"

آنیتا بلند خندیدوگفت:



"مهدیه تو اصلا میدونی خجالت چیه؟"

romangram.com | @romangram_com