#فردا_بدون_من_پارت_254
النازاومدروبروم وایستادو گفت:
"من قبل ازتوشهاب ودوست داشتم ولی تو اونو ازمن دزدی
چطوراسمت خودت ومیزاشتی دوست درحالی کہ نتونستی بفهمی من بہ شهاب علاقہ دارم علاقہ ی من بہ شهاب اونقدر واضح بود کہ شادیم یہ حدسایی زده بود ولی تو"
من:"چی میگی تو عاشق شهاب بودی؟
ولی این چیزیو عوض نمیکنہ
توکہ میدونستی من عاشقہ شهابم"
الناز:"من ازعشق شهاب کورشده بودم وهیچ کس و جزاون نمیدیدم
اینقدردوستش داشتم کہ قیدکسی و کہ مثل خواهرم بودو زدم
آره آرام من قیدتو زدم
میدونی اگہ بازم برگردم عقب و توبهم زنگ بزنی کہ باهم بریم خرید چون شهاب حالش خوش نیست من بازم میگم وقت ندارم وبازم میرم سراغ شهاب
من ازکارم پشیمون نیستم، هیچ وقت احساس پشیمونی نکردم ونمیکنم
من شهاب و دوست داشتم ودارم
الانم خوشحالم کہ نزاشتم اون مال تو شہ "
با ناباوری نگاهش کردم وزمزمہ کردم:
"الناز؟"
الناز:"توخیلی ساده ای آرام خیلی
romangram.com | @romangram_com