#فقط_من_فقط_تو_پارت_355

آروم زیر گوشش گفتم: قول میدم گلم ... قول میدم...



اوقدر گفتم و گفتم تا آروم شد. نفسهاش منظم شد. بیچاره ببین چه شکی بهش وارد شده.



طاقت نداشتم که تو این وضعیت ببینمش. این جور بی تاب .... این جور ناراحت .... این جورغمگین .... بی پناه ... بی پناه ....



شیدا تو ب*غ*لم بود و سعی داشتم هر طور که شده بهش آرامش بدم. بهش بگم که تنها نیست که من هستم و هیچ وقت تنهاش نمیذارم. من تا ابد کنارشم.



می خواستم آرومش کنم. اونو تو پناه خودم بگیرم و همه غصه هاشو از بین ببرم. خدایا کاش بهم قدرت بدی تا بتونم دل دردمند این دختر بیچاره رو آروم کنم. شاید که دل خودم هم آروم بشه.



اگه یه درصد هم به احساسم نسبت به شیدا شک داشتم الان برطرف شده بود. این دختر همون شیداییه که یه شب تا صبح کنارش خوابیدم و دستش و توی دستهام گرفتم. همونیه که وقتی افتاد تو استخر واسه زنده بودنش اشک ریختم التماس کردم همونیه که بخاطرش چاقو خوردم و با دیدن اشکش از خوشی می خواستم سکته کنم و وقتی لباس مهمونی رو تنش دیدم نزدیک بود قلبم بایسته.



romangram.com | @romangram_com