#فقط_من_فقط_تو_پارت_243

تعجب کردم. این ترکها لهجه انگلیسیشون خیلی بد بود اما این پسره خیلی خوب صحبت می کرد جوری که کامل حرفهاشو می فهمیدم. پیداست ترک نیست.

پسر: میشه درخواست ر*ق*صمو قبول کنی؟؟؟ از دور داشتم نگاهتون می کردم. دیدم تنهایین و دوست دارید بر*ق*صید.

یعنی من آخرش بودم. ببین چقده تابلو خودمو تکون دادم که این پسر خارجیه هم فهمیده. اما خوب چی فکر کرده پیش خودش هنوز انقده بدبخت نشدم که هر ی از راه رسید دستمو بزارم تو دستش و برم وسط قرش بدم.

سعی کردم مودب باشم. دستهامو تند تند تکون دادم و با سر اشاره کردم و گفتم: نو ... نو ...

پسره هم هی میگفت: وای؟ وای؟

حالا گفتم خوبی پرو نشو دیگه دلیل می خوای چی کار به انگلیسی بهش گفتم: نمی تونم بر*ق*صم.

پسره یه سری تکون داد و به صندلی آرتین اشهره کرد و گفتک خوب حالا که تنهایین و نم یر*ق*صین می تونم بشینم کنارتون؟

نه دیگه زیادی روش زیاد شده بود. صاف نشستم و یه اخم کوچیک کردمو گفتم: نخیر جای کسیه.

بعدم رومو برگردوندم که بفهمه دیگه باید بره. پسره هم با شعور. یه سری تکون داد و رفت.

آخیش شرت کم. چه آویزونم بودا. اما خوب خدایی اگه ایران بود این جوری نمی زاشت بره. مثل کنه می چسبید به آدم.

داشتم به پسره و ادبش فکر می کردم که صدای آرتین به خودم آوردتم.

برگشتم نگاش کردم. دیدم یه اخم ریز کرده و صورتشم قرمزه.

romangram.com | @romangram_com