#فقط_بخاطر_دخترم_پارت_124
_نمیاااام بدون زنو بچم چیزی از گلوم نمیره پایین بجون تو
_به جون خودت مرتیکه عمه من بود عین خر پیتزا میخورد پاشو گشنمه
امید منو از توی تخت کشید بیرون خواب از سرم پرید خودمم گشنم بود بخاطره همین بدون غرغر لباسامامو پوشیدمو با انید از هتل خارج شدیم
_جوووون اقا شماره بدم
_مرگ مرتبکه دلقک
_بجون خودم خیلی جیگرشدی موهات اومده جلو چشمات خوردنی شدنی
چپ چپ بهش نگا کردم و با دست موهامو دادم عقب قبله اینکه دستمو واسه تاکسی بلند کنم امید گفت::پیاده بریم یکم هوا بخوریم فردا دوباره باید چرت و پرت های کچلو گوش کنیم مخمون هوا بخوره یکم
بدون مخالفت باهاش دنبالش راه افتادم
پویان........
من::اینجا کجاس منو اوردی؟؟؟اخه میرفتم یه جای نزدیک دیگه
امید :: یه رستوران کنار دریاصفای بیشتری داره برادر.....
من::من موندم جهانی چطور با این مخه تو میخواد بهت دختر بده؟؟؟؟
امید:: از خداشم باشه من دامادش باشم خوشگل نیستم که هستم جذاب و خوش تیپ نیستم که هستم پولدار نیستم که هستم......
من::اعتماد به نفست منو کشته .....
گارسون اومد منو رو داد مشغول چک کردن غذا ها بودم که یه آن به چیزی که دیدم شک کردم چشمامو چند بار باز و بسته کردم دیدم نوشته:
romangram.com | @romangram_com