#ازدواج_به_سبک_کنکوری_پارت_519


پدرام: پری چی شده؟

- داداش نپرس ... درست میشه. فقط به مامان چیزی نگو ...

بدون اینکه منتظر جوابش باشم گوشی رو قطع کردم و خاموشش کردم. به حدود بیست تا میس کالی که از طرف آریان بود توجهی نکردم. چشم هام رو بستم و نفهمیدم کی به خواب رفتم.

وقتی بیدار شدم خونه توی تاریکی محض فرو رفته بود. یه نگاه به گوشیم انداختم. یاد آریان افتادم. یه لحظه احساس پشیمونی کردم از اینکه چرا صبر نکردم توضیحش رو بشنوم اما مگه می شد؟ چه توضیحی داشت که بده؟ بار ها گفته بودم از سیما بدم میاد. بار ها گفته بودم دوست ندارم با سیما همکلام شه اما حالا با اون وضعیت دیده بودمشون. واقعا چه توضیحی داشت بده؟

گوشیم رو روشن کردم. همون موقع اسم سوگل افتاد رو صفحه ...

- سلام

سوگل: سلام خوبی؟

- چی میگی سوگل؟ می تونم خوب باشم؟ الان که فکر می کنم می بینم این یه سالی که آریان اخلاقش خوب بود احتمالا بخاطر این بوده که سیما بهش روی خوش نشون می داده و طفلکی رو شاد می کرده. بالاخره هیچی عشق اول نمیشه. نه؟


romangram.com | @romangram_com