#ازدواج_به_سبک_کنکوری_پارت_504
- وای آخه خیلی زود بود. سوگل می ترسم. اصلا اگه آریان نخواد چی؟
سوگل: آریان غلط کرده. خیلی هم دلش بخواد.
تمام مسیر سوگل در مورد بچه حرف میزد و اینکه باید بهش بگه خاله ... می گفت باید پسر باشه تا شیطون باشه و من با لجاجت می گفتم: «نخیر، من دختر می خوام.»
بالاخره انتظار من و سوگل تموم شد و جواب رو روی میز گذاشت مثبت بود. حسی که داشتم قابل گفتن نبود از طرفی داشتم از خوشحالی اینکه مامان میشم بال در می آوردم از طرفی می ترسیدم آریان ناراحت شه.
بعد از اون هم با حرف دکتر تعجبم بیشتر شد.حدود دو هفته ی دیگه دو ماه از بارداریم می گذشت ... تقصیر خودم بود که واسه ی رفتن به دکتر می ترسیدم. آخر هم اگه اجبار سوگل نبود امکان نداشت آزمایش می دادم.
سوگل: تبریک میگم خانم مهندس ...
- سوگــل
سوگل: جونم؟ چرا قیافه ات اینطوریه؟
- درسم چی؟
romangram.com | @romangram_com