#ازدواج_به_سبک_کنکوری_پارت_498
و حرکت من رو تکرار کرد. شادی هم بدون توجه به ما تکه های میوه رو تندتند می خورد.
اینبار آریان از جا بلند شد و با چشم غره ی وحشتناکی به طرفم اومد. سیب پرید تو گلوم و پویان هم شروع کرد به ضربه زدن به کمرم که آریان سریع دوید سمتم و پویان رو با دستش پس زد و گفت:
- برو اونطرف ببینم. پری ... چی شد؟ خوبی؟
داشتم خفه می شدم. سریع واسم یه لیوان پر از آب کرد و به سمت دهنم گرفت. حالم یکم بهتر شد که پویان گفت:
- مردم و زنده شدم که دختر ...
آریان که دیگه تحملش تموم شده بود با اخم عمیقی برگشت سمتش و گفت:
- لازم نکرده واسه زن من بمیری. پسره ی پرو ... هر چی هیچی بهش نمیگم بد ترش می کنه.
پویان که بهش برخورده بود خواست جواب بده اما شاهین واسه ی اینکه دعوا نشه سریع پویان رو به طرف دیگه باغ برد. آریان هم با عصبانیت برگشت سمتم و گفت:
- بلند شو آماده شو بریم خونه ... زود ...
romangram.com | @romangram_com