#ازدواج_به_سبک_کنکوری_پارت_486

آریان: خیالت راحت حسود خانم.

- حسودی نکردم.

آریان: مشخصه

با دیدن کسی که جلوی در باغ ایستاده بود بی خیال جواب دادن به آریان شدم و دویدم به سمتش. دلم خیلی درد می کرد ولی واقعا دلم واسه دیدنش تنگ شده بود و نمی تونستم هیجانم رو کنترل کنم و ندوم. اصلا فکرش رو هم نمی کردم. بیخیال بغل کردنش شدم چون دیگه واسه خودش مردی شده بود و منم که متاهل ... بعله ... همچین آدم متعهدی ام من ...

پویان هم که بعد از سه سال من رو می دید اول شک کرد. اما با نزدیک تر شدن بهش انگار قیافه ام رو شناخت. چون لبخندی پهنی زد و به طرفم اومد و قبل اینکه بخوام حرفی بزنم محکم بغلم کرد.

خاک تو سرم. بی آبرو شدم رفت. آریان هم که این حرکت پویان رو دید با سرعت اومد سمتم. قبل اینکه بخواد کاری کنه خودم رو از آغوش پویان بیرون کشیدم و گفتم:

- هوی وحشی چیکار میکنی؟ غرب زده ی دیوونه من شوهر دارم.

محکم زد تو کمرم و گفت:

- بیخود می کنی شوهر کنی ... تو اول و آخرش بیخ ریش خودمی. کسی زیر بارت نمیره.

romangram.com | @romangram_com