#ازدواج_به_سبک_کنکوری_پارت_484
نیشش تا آخر باز شد و گفت:
- آخیش منتظر همین خنده بودم. دلم گرفت از بس نخندیدی. راستی پری ...
برگشتم به طرفش ... به مژه هاش اشاره کرد و گفت:
- از اینا هم بزن ...
- از کدوما؟
آریان: از اینا که وقتی میزنی دهنت اندازه اسب آبی باز میشه.
تازه فهمیدم ریمل رو میگه. یه شونه برداشتم و به سمتش پرت کردم و گفتم:
- خیلی بی تربیتی
و با هر دو با صدای بلند خندیدیم. حالا دیگه از ناراحتی صبحم خبری نبود. خوشحال بودم که شریک زندگی مثل آریان دارم تا واسه کاشتن لبخند به روی لب هام هر کاری می کنه.
romangram.com | @romangram_com