#ازدواج_به_سبک_کنکوری_پارت_482
- نه فقط کاش الان نمی رفتیم. قیافه ام رو نگاه کن. شبیه روحم.
باز نشوندم رو صندلی و گفت:
- الان خودم آرایشت می کنم. غصه نداره که عشقم.
چشمام اندازه قابلمه گشاد شد هم واسه کاری که می خواست انجام بده هم عشقمی که بهم گفت.
- مگه بلدی؟
آریان: خب یاد می گیرم. مگه چیه؟
خوشم اومد که از صبح هر کاری می خواستم انجام می داد. فکر می کردم به یه مرد بر بخوره بخواد همچین کاری کنه.
گونه اش رو بوسیدم و گفتم:
- باشه. پس خودت خواستی. شروع کن.
romangram.com | @romangram_com