#ازدواج_به_سبک_کنکوری_پارت_441
آروم لای چشم هاش رو باز کرد و دستم رو گرفت و پرتم کرد کنار خودش روی تخت و گفت:
- بگیر بخواب دختر. دیشب تا نصفه شب واست ژله درست می کردم حالا غذا هم بپزم؟
لب هام رو جمع کردم و گفتم:
- نخیرم، فقط خواستم پیشم باشی که خراب نکنم غذا رو ...
آریان: باشه بابا؛ تا تو بری وسایلت رو آماده کنی منم دست و صورتم می شورم و میام.
جیغ زدم و گفتم:
- خیلی ماهی ...
سریع از اتاق خارج شدم و به طرف آشپزخونه رفتم و تمام مواد غذایی که واسه خورشت ها لازم داشتم رو روی میز گذاشتم و یه لقمه نون پنیر هم واسه آریان درست کردم و منتظرش شدم. یکم بعد آریان در حالی که گرمکن سورمه ایش رو تا بالای شکمش بالا می کشید وارد آشپزخونه شد و گفت:
romangram.com | @romangram_com