#ازدواج_به_سبک_کنکوری_پارت_413
- آره عزیزم تو مست نیستی ...
نخواستم ساکت شه. احساس می کردم دیگه نمی تونم حرف هایی رو که تا حالا تو دلم نگه داشتم رو نگم. دلم می خواست تا صبح باهاش حرف بزنم و از احساسم بهش بگم. از اینکه عاشقشم. از اینکه به عشقی که به سیما داشته حسادت میکنم. با صدای بی حالی گفتم:
- آریـان
آریان: جان آریان؟
- دوستــم داری؟
آریان: آره عزیزم دوستت داشتم که الان اینجایی ...
یکم ساکت شد و گفت:
- تو چی؟
romangram.com | @romangram_com