#ازدواج_به_سبک_کنکوری_پارت_388
آریان: خب گفتم شاید دلت درد بکنه.
- وای آریان چرا باید دلم درد بکنه؟
واای تازه نمایش دیشب یادم افتاد. چی گفتم من؟ خدایا خودت به خیر بگذرون ... آریان روی صورتم خم شد و گفت:
- پس بدو بدوهای دیشب و اون همه نازکشی الکی بود دیگه نه؟
- نه ... نه خب ... اصلا چرا باید الکی بگم؟
همونطور که از روی تخت بلندم می کرد گفت:
- دیگه اونو باید از خودت بپرسی.
با احساس معلق بودن توی هوا جیغ زدم و گفتم:
- توروخدا بذارم پایین آریان
romangram.com | @romangram_com