#ازدواج_به_سبک_کنکوری_پارت_351
جواب ندادم. اومد کنارم نشست و انگشت اشاره اش رو زیر چونه م گذاشت و خواست سرم رو بالا بیاره که من بیشتر سرم رو انداختم پایین. ناچار سرش رو تا حد ممکن خم کرد و آورد جلوی صورتم با دیدن صورت قرمزم گفت:
- داری گریه می کنی؟
سرش رو هل دادم عقب و گفتم:
- آریان برو اون طرف. حوصله ات رو ندارم دیگه. خسته ام کردی. من هر کاری می کنم که به اون فکر نکنی بعد من رو فرستادین دنبال نخود سیاه.
ادای آریان رو در آوردم و گفتم:
- سرما می خوری عزیزم. سرت درد می گیره ...
دستم رو گرفت و گفت:
- کسی تو رو دنبال نخود سیاه نفرستاد. همون روز خواستگاری هم بهت گفتم. دختری که مثل سیما هر روز ... استغفرالله ... ببین آدم رو به گفتن چه چیزایی وادار می کنی ها ... دیشب گفتم بازم بهت می گم تو تنها کسی هستی که دوستش دارم.
romangram.com | @romangram_com